بشرویه نیوز | پایگاه خبری تحلیلی
🔻«بشرویه در سوگِ خورشیدی که غروب کرد»

بشرویه در سوگِ «پدرِ مهربانِ شهر»؛ چرا حاج محمد اکبرزاده مقدم، تکرارناشدنی بود؟

بشرویه در سوگِ «پدرِ مهربانِ شهر»؛ چرا حاج محمد اکبرزاده مقدم، تکرارناشدنی بود؟
بشرویه نیوز - شهر بشرویه در نخستین روز از ماه صفر، داغدارِ عزیزی شد که خانه دلش به وسعتِ تمامیِ مردمِ شهر بود. حاج محمد اکبرزاده مقدم، روحانیِ مردمی و چهره‌یِ خوش‌نامِ فرهنگ و خیرخواهی، پس از عمری خدمتِ صادقانه به دیارِ باقی شتافت. مراسم تشییع پیکر ایشان که با حضورِ بی‌سابقه و حماسیِ اقشارِ مختلف مردم برگزار شد، گواهی روشن بر محبوبیتِ آسمانیِ این عالمِ اخلاق بود؛ شخصیتی که از کلاس‌های درس تا سنگرِ صلح و سازش، همواره پناهگاهِ دردمندان و زبانِ گویایِ مردم باقی ماند.

 نخستین روز از ماه صفر بود که خبر، همچون صاعقه‌ای بر آسمانِ بشرویه فرود آمد و قلب‌هایمان را لرزاند. «حاج محمد اکبرزاده مقدم»، آن صدایِ گرمِ منبرهایِ عاشورایی، آن روحانیِ همیشه خنده رو و آن همدمِ دلسوزِ مردم، دعوتِ حق را لبیک گفت و به دیارِ باقی شتافت.

باورِ رفتنش برای هیچ‌کس آسان نبود؛ چرا که مردمِ بشرویه تا ساعاتی پیش از عروجش، او را در صفِ اولِ نماز و در میانِ کوچه و بازار دیده بودند. او نه در حصارِ عناوین، که در متنِ زندگیِ روزمره‌یِ مردم زیست.

روحانی‌ای از جنسِ مردم

حاج‌آقا اکبرزاده مقدم، بیش از آنکه یک منبریِ توانا باشد، یک «پناهگاه» بود. درِ خانه‌اش به رویِ هر دردمندی باز بود، فارغ از هر سلیقه و طیفِ فکری. گویی برایِ او، “دردِ مردم” تنها خطِ قرمز بود. تلفن‌هایِ نصفه‌شبی‌اش برایِ آرام کردنِ یک جوانِ مضطرب، وساطت‌هایِ خردمندانه‌اش برایِ جلوگیری از فروپاشیِ زندگی‌هایِ مشترک و تلاش‌هایِ بی‌پایانش برایِ گره‌گشایی از مشکلاتِ معیشتیِ فقرا، بخش‌هایی بود که شاید کمتر کسی از آن‌ها باخبر بود.

حماسه‌یِ بدرقه؛ گواهی بر محبوبیتِ قلبی

جمعه، بیست و ششم تیرماه، بشرویه شاهدِ صحنه‌ای بود که در تاریخِ این شهر به نیکی ثبت خواهد شد. در روزی که همه به استراحت می‌اندیشیدند، سیلِ جمعیتِ داغدار، از «مهدیه» تا «سرایِ سرکه» و از آنجا تا گلزارِ شهدا، راهیِ مسیر شدند. ازدحامِ جمعیت به قدری بود که مراسمِ نمازِ پیکر، از مسیرِ اصلی به گلزارِ شهدا منتقل شد. این حضورِ بی‌سابقه، نه به خاطرِ سوابقِ مدیریتی او در شورایِ شهر، هیئتِ کوهنوردی یا شورایِ فرهنگ عمومی، که تنها به خاطرِ «قلبِ پاکِ» او بود. مردم آمده بودند تا کسی را بدرقه کنند که در غم‌ها و شادی‌هایشان شریک بود.

صدایی که در جانِ شهر می‌ماند

روضه‌هایِ عصرِ عاشورایِ او، حکایتِ عجیبی داشت. وقتی نامِ سیدالشهدا(ع) را با آن سوزِ جان‌گداز بر زبان می‌آورد، مردم از خود بی‌خود می‌شدند؛ گویی او پلی بود میانِ قلوبِ خسته‌یِ ما و کربلایِ معلی. او معلمِ درسِ عربیِ بسیاری از ما بود و معلمِ اخلاقِ همه‌یِ ما. خدماتِ بی‌چشم‌داشتش به انجمنِ حمایت از بیمارانِ خاص و کودکانِ سرطانی، نشان از روحی بزرگ داشت که مرزهایِ خدمت را فراتر از منبر برده بود.

سخن پایانی؛ جایش پرنشدنی است

امروز که در بهشتِ امام حسین(ع) بشرویه (قبرستان بالا) پیکرِ عزیزِ او را به خاک سپردیم، همه ما احساس کردیم عضوی از خانواده‌مان را از دست داده‌ایم. جایِ خالیِ حاج‌آقا اکبرزاده، زخمی است که به این زودی‌ها التیام نمی‌یابد. او در هر محفل، مسجد و مدرسه‌ای که حضور داشت، چراغی روشن می‌کرد و حالا، شهر بدونِ آن لبخندهایِ همیشگی، رنگِ دیگری به خود گرفته است.

ما در «بشرویه نیوز» می‌دانیم که انسان‌هایی با این جنسِ از اخلاص و مهر، «تکثیرشدنی» نیستند و پر کردنِ جایِ خالیِ او، بس دشوار است. اما یادِ او، در خاطره‌یِ جمعیِ این شهر و در تک‌تکِ دل‌هایی که با کلامش آرام گرفتند، تا همیشه جاودانه خواهد ماند.

ضمن عرضِ تسلیتِ مجدد به بیتِ مکرم ایشان، شاگردان، ارادتمندان و عمومِ مردمِ شریف بشرویه، از درگاهِ خداوند برای آن فقیدِ سعید، علو درجات و همنشینی با اربابِ بی‌کفن‌اش مسئلت داریم.