بشرویه نیوز | پایگاه خبری تحلیلی

انتشار دلنوشته «تاریخی تکرار نشدنی» به قلم محبوبه شجاع

انتشار دلنوشته «تاریخی تکرار نشدنی» به قلم محبوبه شجاع

۲۰ شهریور ۱۴۰۲

تاریخی شاید تکرار نشدنی

ساعت ۹/۵ شب گوشی همراهم زنگ خورد

“شما برای دیدار رهبری انتخاب شده اید”

سر از پا نمی‌شناختم خیال کردم رویاست

ساعت ۲ بعدازظهر مزارشهدای بشرویه … اتوبوس شماره ۳۱ …

زنان و مردانی که در چشمانشان شوق دیدار یار موج میزد

در مسیر، خواب از اشتیاق به چشمان همسفران نمی‌رفت.

اذان صبح به حرم امام خمینی رسیدیم .

نماز صبح را با شکرانه این دیدار ادا کردم.

لحظه وصال نزدیک بود .

پاهایم نمی‌دانستند چطور قدمهارو دوتا دوتا یکی کنند.

کارت ملاقات راتحویل نگهبان ورودی دادم

قدمهارا چندتا چندتا یکی کردم تا بتوانم در صف های جلو باشم .

این چه عشقیست

دنبال بهترین جایگاه میگشتم تا بتوانم قد رعنای رهبرم را خوب نظاره کنم

آخر این یک فرصت طلایی بود

پیرمردی رشید، با لباس نظامی به تن، بلندشد و اشعارش را برای مردم می‌خواند

هر کس شعارها و حرفهای دلش را می‌خواند و حسینیه پرشده بود از عاشقان آقایمان، سرورمان، رهبرمان

لباس‌های خراسانی و سیستانی عجب صفایی به حسینیه داده بود

اتحاد، همدلی، رفاقت

فریادها بلند شد

این همه لشکر آمده به عشق رهبر آمده

شیعه و سنی آمده به عشق رهبر آمده

و یا

ای پسر فاطمه، منتظر شماییم

رهبرم وارد شد

در نگاهش مهر پدری، محبت، صداقت، نور یزدان موج میزد .

فریادهای لبیک یا خامنه‌ای حسینیه را پر کرده بود.

اشکهایم سرازیر شده‌ بود

هر کس قدی بلند می‌کرد تا نیم نگاهی بتواند رهبر راببینید ‌

همانقدر تسلای دلی بود.

و چه پدرانه رهبرم با دستهایش ما را خوش آمد گفت.

این چه رویایی بود ! این چه حالی بود که به سراغم آمده بود!

لب به سخن گشودید و صدایتان شد تسلای دلم، آرامش قلب خسته ام.

گفتی از غیرت سیستانیها و خراسانی ها

دعوتم کردی به وحدت همدلی

سخنانت مامنی بود بردل بیقرارم

حیف که این دیدار کوتاه بود

ولی طولانی شد پیمان من با رهبرم

با کشورم

با انقلاب

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *